پارک
دیروز عصر رفتیم پارک. بادقت به همه جا نگاه میکردی. نینی ها رو میدیدی که بازی میکردن شاید پیش خودت فکر میکردی کی میشه مثل اونا بازی کنی . بزودی عزیزم غصه نخور. من و بابایی همه جا رو بهت نشون میدادیم و عکس العملاتو زیر نظر داشتیم اما تو ساکت بودی و تماشا میکردی. بعد از اون هم رفتیم 5 شنبه بازار یکم گشت زدیم و اومدیم خونه تو هم خیلی خسته شده بودی برای همین موقع شیر خوردن خوابیدی.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پارک
