مسیحامسیحا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

شازده کوچولو

جشن تولد یه دوست

1391/2/31 13:10
نویسنده : مامان و بابا
268 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز رفتیم جشن تولد محیا دختر عمو محسن. همه از دیدنت خیلی خوشحال بودن. محیا مریض شده بود و بی حال بود همش نگران بودم که مبادا تو هم مریض بشی خب چیکار کنم مادرم دیگه از خود راضیتو هم همش بغل بابایی بودی. کم کم خسته شدی اما چون خونشون گرم بود تو هم نمیتونستی بخوابی و خیلی بیقراری میکردی. موقع برگشت تو ماشین خوابیدی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

زندائی عاطفه
31 اردیبهشت 91 23:53
سلام جیگر طلای زندائی
خوبی؟دلم برات یه ریزه شدها
الان که دارم مینویسم برات شبکارم و سر کارم.
به مامان جون بی معرفتتم سلام برسون،اذیتش نکنیا آخه تو پسر گله زندائی هستی.
میبوسمت از دور عزیز دلم


سلام زندایی جون
نگو مامانم گناه داره اینقدر وقت مامانمو گرفتم که وقت سر خاروندن نداره
مامان امير حسين
2 خرداد 91 0:08
سلام وبلاگ زيبايي داريد ماشاالله به اين ناز نازي به ما هم سري بزنيد و مطلب آخر وبلاگ اميرحسين رو مطالعه كنيد لطفا ممنون ميشم رمز 112233